سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

420

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

قول صحيح‌تر آن است كه وى چيزى از مال دنيا به جا نگذاشت بلكه همچون رسول خدا ( ص ) از دنيا بيرون رفت . ( 1 ) دربارهء غسل پيكر فاطمه اختلاف نظر است ؛ احمد در كتاب « فضائل » به نقل از محمد بن يونس و او از مصعب بن عبد اللّه از ابراهيم بن سعد از قول محمد بن اسحاق از عبد اللّه بن على بن ابى رافع و او از پدرش به نقل از ام سلمه مىگويد : فاطمه رنجور شد و من از او پرستارى مىكردم ، مثل هميشه يك روز صبح وقتى كه على ( ع ) از خانه بيرون شد ، رو به من كرد و گفت : « مادر ! براى من آب غسلى فراهم كن ! » من اين كار را كردم ، فاطمه از جا برخاست و غسل كرد به بهترين صورتى كه هميشه غسل مىكرد سپس فرمود : « لباسهاى تازه‌ام را بياور » آوردم ، آنها را پوشيد آنگاه فرمود : « بسترم را وسط خانه ببر » آوردم ، در بستر خوابيد و پاها را رو به قبله كرد و دستش را زير گلوگاهش نهاد و گفت : « من از دنيا مىروم و غسل هم كرده‌ام ، هيچ كس حق ندارد پوشش مرا بردارد » . اينها را گفت و از دنيا رفت ، على ( ع ) آمد ، جريان را به او گفتم ، على ( ع ) گريه كرد و گفت : « به خدا قسم كسى پوشش او را برنمىدارد » و بعد بدن را با همان غسل برداشت و بر او نماز گزارد و به خاك سپرد و فرمود : « حسن و حسين را خبر مكن » گفتم : « خبر نمىكنم » ( 2 ) اگر كسى بگويد : اين حديث ضعيف است چون ابن اسحاق در سلسله سند آن است كه مالك او را تكذيب كرده و نيز على بن عاصم است كه متروك است ، علاوه بر اين غسل براى رخداد مرگ است چگونه پيش از مرگ صحيح است ؟ ( 3 ) جواب اين است كه احمد آن را در كتاب « فضائل » نقل كرده است و امّا احمد دربارهء ابن اسحاق مىگويد : گفته‌هاى وى دربارهء جنگها و سيره‌ها قابل قبول است و گروهى از علما او را ستوده‌اند و او پيشوايى بزرگ بوده است و اما بدگويى مالك بدان جهت است كه وى چون كتاب « موطّأ » را فراهم آورد ، ابن اسحاق گفت : آن را به من نشان دهيد كه من نعلبند اويم ! اين سخن به گوش مالك رسيد ، بر او گران آمد و گفت : وى يكى از دجّالهاست ! و اين ايراد را به مالك گرفته‌اند كه نبايد مىگفت از دجاجله است بلكه بايد مىگفت از دجّالين « 1 » است .

--> ( 1 ) ايرادى است ادبى ، زيرا جمع وزن فعّال ، بر فعّالون و فعّالين ( جمع سالم ) آمده است - م .